ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

283

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

پس از آنكه انگليسيها چندين بار تهديد كردند كه بيرق خود را پائين خواهند كشيد ، با يادداشتى كه بالحنى تقريبا ناشايست تدوين شده بود ضربهء قاطع را وارد ساختند . در پائيز سال 1856 « 9 » هيأت سفارت بريتانيا از تهران خارج و از طريق كردستان رهسپار بغداد گرديد و سفارت فرانسه حفظ منافع شركتهاى انگليسى را به عهده گرفت ؛ اما براى ادارهء امور قنسولى آقاى استيونس در تهران باقى ماند و البته معلوم است كه حضور وى نمىتوانست عامل مؤثرى براى از بين بردن تيرگيها و اختلافات به حساب آيد . تازه هنگامى كه به وى خبر رسيد كه كشتيهاى انگليس عازم بندر بوشهر شده‌اند پنهانى از ترس انتقام صدر اعظم از تهران خارج شد و صحيح و سالم به سرحد روسيه رسيد . به محض اينكه قضيه آفتابى شد ، يادداشت رسمى دولت ايران انتشار يافت كه در آن كليهء شكايات ايرانيان از انگليسيها نكته به نكته شرح داده شده بود ، و ضمنا اين را هم يادآورى كرده بود كه انگليسيها به حريم خانه و حرم نيز تجاوز كرده‌اند . بعد ، از گريختن قنسول استيونس ياد شده ، ذكر گرديده بود كه اين امر كارى بوده است بيهوده زيرا اصول بين المللى كاملا رعايت مىشود و نمايندگان دول خارجى حتى اگر با آنها در حال جنگ هم باشيم بىهيچ مانع و رادعى مىتوانند عزيمت كنند و حتى براى مسافرت خود اسب هم در اختيار بگيرند . علىرغم اين اطمينان دادنها حتما آقاى استيونس از راههاى عادى و علنى به زحمت مىتوانست از ايران جان سالم بدر برد . كمى پس از آن خبر پياده شدن قواى انگليسى هند شرقى در بندر بوشهر و حركتشان به سوى تهران شايع شد و در شهر چو افتاد كه فقط يكى از سران قبايل چادرنشين موسوم به باقر خان دشتى مختصر مقاومتى كرده و پسرش در جنگ به خاك افتاده است ؛ شهر مستحكم بندر بوشهر بدون جنگ تصرف شده ، قواى مستقر متشكل از دو فوج ، خلع سلاح و مرخص گرديده و دريابيگى به اسارت درآمده و به بمبئى فرستاده شده است . از شيوع اين اخبار پايتخت در وحشت فرورفت . تازه حالا فكر جنگ را جدى گرفتند ؛ مىترسيدند كه مبادا انگليسيها شيراز را تصرف كنند زيرا تقريبا سراسر جنوب از قشون خالى بود و مىدانستند كه چقدر ايلخانى ، يعنى سركردهء طايفهء نيرومند قشقائى به انگليسيها سرسپرده است و تا چه اندازه كم بايد وفادارى بقيهء اهالى آن ديار را در محاسبات منظور داشت . به‌هرحال اين عاقلانه‌ترين طرحى بود كه انگليسيها مىتوانستند اجرا كنند . گرفتن شيراز جنگ را ، با يك ضربه بدون خونريزى ، بپايان مىرساند ؛ از آنجا ديگر مىتوانستند نظر خود را به ايران تحميل كنند مثلا عزل صدراعظم را به صورتى قاطع بخواهند . از اين رهگذر از حيثيت آنان در آسيا كاسته نمىشد و به اقرب احتمال مىتوان پذيرفت كه اغتشاش و طغيانى نيز در هندوستان بوقوع نمىپيوست . منتها اينكه جريان وقايع به صورتى غير منتظر درآمد ،

--> ( 9 ) . برابر با 1273 ه . ق . - م .